کسراکسرا، تا این لحظه: 10 سال و 3 ماه سن داره

کسرا تک ستاره زندگی

پاییز

دوباره پاییز اما نه ((فصل خزان)) زرد! دوباره پاییز اما نه فصل اندوه و درد! دوباره پاییز فصل زیبای سادگی دوباره پاییز، موسم شدید دلدادگی . . . فصل باد و برگ فصل رنگ و رنگ و رنگارنگ فصل مشق و مشق عشق و عشق انار فصل باز باران با ترانه فصل شیدایی و مهر و مهرگان فصل یلدا و چله پائیز پادشاه فصول . . . ! فصل پاییزیت مبارک تمام هستی ما ...
6 مهر 1391

این روزهای تک ستاره

سلام به همه دوستای گلمون --کسرای گلم در 2 سال و 8 ماهگی   ***یه رقاص حرفه ای (پسرم با استعداده) ***یه نقاش حرفه ای (بعضی وقتا با پیکاسو اشتباه می گیریمش) ***یه ورزشکار ماهر تازگیا: من: کسرا جونم خودتو از اون بالای مبل پرت نکن پایین من نگرانتم عشقم!!! کسرا: نگران باش نگران باش               کارش شده در باز کردن تا حاضر میشه زودتر از همه میره درو باز میکنه!!!!!!!!!!!!!!!!       عاشق این شیطونک بازیتم دوستت دارم کسرا جان.   ...
26 شهريور 1391

اولین ارایشگاه

  تو را نگاه می کنم خورشید چند برابر می شود و روز را روشن می کند! بیدار شو با قلب و سر رنگین خود بد شگونی شب را بگیر تو را نگاه می کنم و همه چیز عریان می شود ... زورق ها در آب های کم عمقند... خلاصه کنم:دریا بی عشق سرد است! جهان این گونه آغاز می شود: موج ها گهواره ی آسمان را می جنبانند (تو در میان ملافه ها جا به جا می شوی وخواب را فرا می خوانی) بیدار شو تا از پی ات روان شوم تنم بی تاب تعقیب توست! می خواهم عمرم را با عشق تو سر کنم از دروازه ی سپیده تا دریچه ی شب می خواهم با بیداریِ تو رویا ببینم! عکس های گل پسر قبل        و بعد ...
26 شهريور 1391

زندگی یعنی تو...

نگاهت شبیه همان خواب کودکانه ام آشناست... شاید سالها پیش چشمانت را دیده بودم و به آنها دل بسته بودم. امشب دوباره دلتنگم، شب می آید و باز نگاهم به دنبال ستاره مرا تا کنار پنجره می کشاند. میبینم...ستاره به اندازه تنهایی من زیباست. کاش بودن آسان بود وقتی دلت پای رفتن ندارد. میخواهم بمانم اما پوزخند زندگی میگوید دیر است. دور ماندن نفس خاطراتم را بند می آورد و من اما نفس نفس زنان میجنگم. اگر نباشی می روم آنقدر آهسته تا نلرزد دلت و نشکند شیشه نازک پنجره... نه آنقدرها دور نه آنقدرها نزدیک. دوباره کسی آرام میگوید بایست... نمیتوانی. زندگی یعنی تو... یعنی عشق . کسرا در حال نقاشی کشیدن هنرمند کوچولو قر...
3 تير 1391

کسرای عزیزم

این روزها – روزهای پس از پا به جهان نهادن‌ت را می‌گویم – عجیب به شمردن روزها و ساعت‌ها عادت کرده‌ام. وقتی کسی از من سن تو را می‌پرسد ناخودآگاه ذهن‌م مبدأ زمانی خویش را بر ساعت پنج عصر سی ابان میزان می‌کند و باز هم ناخودآگاه – چون زمان‌سنجی خودکار – عقربه زمان را می‌لغزاند تا من سن تو را به دقیقه و در لحظه حساب کنم و بر زبان جاری سازم. بعد پنداری بیدار از خلسه‌ای یا هشیار از نشئه‌ای احساس مادرانه ام جایش را دوباره به منطق مادر بودن‌ام می‌دهد و می‌مانم با این همه لحظه‌ی شاد با تو بودن چه بسیار شادی‌ها که کرده‌ام و چه بسیار شادی&zw...
29 خرداد 1391

i LoVe yOu

کسرا جان دوستت دارم همچون غنچه ای روییده برشاخسار دوستت دارم  همچون شبنمی چکیده از برگ  دوستت دارم همچون رویای ابی دریاها دوستت دارم همچون سبزی سبز جنگلها دوستت دارم همچون پروانه سبکبال همچون مرغی عاشق همچون اهویی با چشمان زلال  دوستت دارم در بهار ارزوهایم در درخشش یکروز با روییدن یک گل دوستت دارم ای همه امید به بار نشسته ای همه ماندگاری یک زندگی ای همه عشق دوستت دارم  با من بمان همیشه با من بمان تا فریاد بزنم  عشق واقعی ماندنیست و تو زیباترین رویای سحرگاهی در بوستانی که گل های رنگینش حکایت زندگی است دوستت دارم ای همه عمرم و زندگیم ! عشقم در حال ماشین بازی ...
29 خرداد 1391